علل پرخاشگری مردم عصبی

علل پرخاشگری

این روزها وقتی در خیابان راه می روید، خیلی از افراد هستند که بر سر مسائل کوچک؛ به دعوا و مشاجره می پردازند.یکی از علت هایی که امروزه باعث زیاد شدن این موضوع شده مسأله ی فشار اقتصادی می باشد که چندی پیش در خبرها  نیز آن را در حال حاضر یکی از علل مهم برشمرده است. فشارهایی همچون بیکاری، نرسیدن دخل به خرج و همچنین گرانی و تورم که بر مردم وارد می کند باعث می شود که آستانه ی تحمل افراد پایین بیاید و باعث پرخاشگری شود.

امروزه در خیابان ها زیاد به چشم دیده ایم که گاه یک بوق یا یک تنه غیر عمدی باعث درگرفتن مجادله و دعوایی همراه با پرخاشگری می شود که پس از آرام شدن، چیزی  به جز پشیمانی به همراه ندارد.

در این جا؛ آن چیزی که بسیار مهم است کنترل اعصاب و دوری از خشونت و خشم است. چرا که این خشم و عصبانیت از مشکلات خانوادگی گرفته تا مشکلات اقتصادی ، هر دلیلی که داشته باشد؛ آثار مخرب زیادی چه از نظر مسائل اجتماعی، و چه از نظر سلامت جسم و روان به همراه دارد.

در اینجا به ذکر چند مورد از رفتارهای ناشایست که تبدیل به پرخاشگری می شوند می پردازیم

خشم و عصبانیت

فحش، در اغلب موارد از شعله ور شدن خشم سرچشمه می گیرد. فردی که عصبانی است به این دلیل که نمی تواند عصبانیت خود را مهار کند، به انجام رفتار زشتی چون فحش می پردازد و با تکرار و استمرار آن، این رفتار به شکل یک عادت در می آید که در نهایت از او فردی عصبی می سازد که به سلامت روان خود نیز آسیب می رساند.

شوخی

گاهی پیش می آید که فردی ناسزا گویی را فقط برای شوخی با فرد و خنداندن افراد دیگر در جمع  انجام می دهد که این خود باعث می شود که فرد مقابل عصبانی شود ودر مقابل بی احترامی او کار ناشایستی انجام دهد.

حال از نظر روانشناسی هم به علل عصبانی بودن و پرخاشگری افراد می پردازیم

یکی از علل عصبانیت در انسان ها؛ احساس عقب ماندن از دیگران یا به حق خود نرسیدن است و در يك كلمه مقايسه با ديگري در متن يك مسابقه.بگذارید کمی مطلب را برایتان باز کنیم؛ تعدادی از مردم، زندگی را «مسابقه با دیگران» می دانند و نه «مقایسه با دیروز خودشان».

ریشه این مشکل شاید در آموزش و پرورش باشد که بچه ها در طول سال‌ها یاد نمی‌گیرند با دیروز خودشان مقایسه شوند و از رشد و کسب اطلاعات بیشتر خودشان احساس شادمانی کنند. به عکس هم سامانه آموزشی و هم خانواده ها مدام در حال مقایسه با دیگران و در واقع مسابقه هستند که در نهایت در قالب کنکور خود را نشان می دهد. آدمی هنگامی از زندگی لذت می برد که از این حس رها شده باشد و مدام خود را در مسابقه اي با ديگران احساس نكند. احساس رضايت شايد مهم تر از موفقيت باشد اما در مسابقه با ديگران به جاي رضايت بايد در انديشه موفقيت باشي و ناكامي عصبانيت مي آورد.

درباره پایگاه اطلاع رسانی ریحانه

دیدگاهتان را بنویسید

*

هفت − 4 =