نقد فیلم من

لیلا حاتمی در اکران خصوصی فیلم من. لوازم آرایشی و بهداشتی میثم عطر

فیلم من به کارگردانی سهیل بیرقی، اولین ساخته ی این فیلمساز جوان است که داستانی نسبتا متفاوت با عمده تولیدات سینمای بدنه دارد. فیلم، روایت یا مجموعه ای از خرده روایت هایی با محوریت زنی خلافکار است. آذر که نقش آن را لیلا حاتمی بازی می کند، زن خلافکاری است که در حوزه های مختلف از قاچاق انسان تا پخش مشروبات الکلی فعالیت می کند. شاید تفاوت آذر با آنچه از کلیشه ی زنان خلافکار در سینما

ی ایران مرسوم است، این باشد که آذر نه از سر ضعف و ناچاری، بلکه با قدرت و تسلط خلاف می کند. نویسنده در روایتش از او، تنها به نمایش موقعیت کنونی او اکتفا می کند و از گذشته یا انگیزه های شخصیت سخنی به میان نمی آید. این نوع روایت درباره ی آذر انتخاب درستی به نظر می رسد؛ در حقیقت نویسنده با تعریف گذشته ی پیشین شخصیت و یا تعریف کردن انگیزه های شخصی مانند انتقام برای او، نخواسته که گره و موقعیت داستانی حول انگیزه های او بچرخد. تنها چیزی که برای روایت و تماشا وجود دارد، موقعیت و فعالیت های کنونی اوست. از طرفی، گویا آذر انگیزه ی ویژه ای به جز پول ندارد و حتی پول هم آنجنان مساله ی مهم و تعیین کننده ای برای او نیست. خانه ای که آذر در آن سکونت دارد، آپارتمانی لوکس و البته خالی از اسباب و اثاثیه است. از طرفی او تدریس موسیقی نیز می کند پس به نظر نمی رسد دغدغه مالی چندانی داشته باشد. آذر در واقع کارهای خلافش را با نوعی بازیگوشی انجام می دهد. انگار که از همه ی فعالیت های ریز و درشت مربوط به این کار لذت می برد. آذر وقتی در مقابل پلیس و یا مشتریانش قرار می گیرد، سراپا قدرت است. اما هنگامی که تنهاست، استرس و ترس را در رفتارش می بینیم. فیلمساز همچنین با گنجاندن فعالیت های روزمره و یا تعریف اخلاق و عادات کم و بیش غریب آذر، سعی در تعریف یک قهرمان کاریزماتیک دارد و تا حدودی نیز به این هدف نیز می رسد. تدریس موسیقی کلاسیک توسط یک زن خلافکار، زندگی در خانه ای بدن اسباب و حاضر جوابی های هوشمندانه ی او از جمله ی این ویژگی هاست.
داستان فیلم، بیشتر روی فعالیت های مختلف آذر متمرکز شده و خط اصلی داستانی، مربوط به تلاش پلیس برای دستگیر کردن اوست. اما هیچ گره و تعلیق پررنگی در خط اصلی داستان شکل نمی گیرد. کاش فیلم از خیر همین ساختار داستانی نصفه و نیمه هم می گذشت و به روایت خرده داستان هایی درباره ی قهرمان زن فیلم اکتفا می کرد. بهانه ی داستانی فیلم از جنسی است که می توانست سبب ایجاد موقعیت و کنش های بسیاری شود؛ اما با فیلمی نسبتا منفعل طرفیم که تعلیق ها و موقعیت های چندان غنی و دندانگیری ندارد. در واقع بیشترِ آنچه در طول فیلم می بینیم، می توانست در حکم مقدمه ای برای معرفی شخیصت و موقعیت او مطرح شود. داستان فیلم از جایی ضربه می خورد که سرنخی به مخاطب می دهد، اما خوراک اصلی داستانی به او نمی دهد و در نهایت، دست مخاطب خالی می ماند. فیلم البته پایان بندی مناسبی دارد. همه چیز همان طور که باید، پیش می رود و با دیدن پلیس نفوذی در خانه ی آذر، هم جا می خوریم و هم گویی از پیش انتظارش را داشته ایم. البته این انتظار، از آن جنس نیست که دست نویسنده را خوانده باشیم. چرا که نویسنده هیچ گاه در صدد فریب مخاطب برای ایجاد تعلیق و کشش بیش تر بر نیامده و ما نیز پا به پای آذر، اطلاعات دریافت می کنیم. از همین روست که حال ما پس از مواجه شدن شخصیت حقیقی پلیس، کم و بیش به حال آذر شباهت دارد.
فضاسازی فیلم اما با توجه به دور بودن داستان فیلم از حال و هوای سینمای ایران و زندگی روزمره، باورپذیر و قابل توجه است. بازی های خوب و چینش منطقی کنش ها، به پذیرش داستانی از این جنس کمک شایانی کرده است. فیلم نهایتا با جذابیت هایی که در ساخت خوب و خرده داستان هایش دارد، مخاطب را راضی می کند. اما می توانست بسیار از این رضایت حداقلی پیش تر برود و فیلمی چاش برانگیز و به یاد ماندنی باشد.

اکران خصوصی فیلم من
اکران خصوصی فیلم من

از دیگر نکات قابل توجه فیلم، عدم حایت مالی آن از سوی هیچ گونه نهاد دولتی است و بیرقی، بودجه ی فیلمش را تماما از بخش خصوصی و با یافتن اسپانسر های معتبری همچون فروشگاه های لوازم آرایشی و بهداشتی مثیم عطر تامین کرده است.

درباره پایگاه اطلاع رسانی ریحانه

دیدگاهتان را بنویسید

*

19 − 4 =